نگاشته شده توسط: ادمین | آوریل 6, 2008

ادامه بلاتکلیفی حشمت الله طبرزدی در زندان

حشمت الله طبرزدی مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده پیام دانشجو که در 21 آبان در دادگاه انقلاب بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود، همچنان با گذشت 5 ماه در وضعیت بلاتکلیفی به سر می برد.

طبرزدی از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب، به اتهام تشکیل گروه غیرقانونی، توهین به مقام رهبری، تشکیل تجمعات غیرقانونی به تحمل 14 سال زندان محکوم شده بود که این حکم در دیوان عالی به 7 سال زندان با احتساب ایام بازداشت قبلی تقلیل یافت. مطابق با این حکم دوران حبس وی در مرداماه 86 پایان یافته است. با این حال قاضی حداد در هنگام بازداشت مجدد طبرزدی در دادگاه انقلاب عنوان کرده که مرخصی او به پایان رسیده است.

حشمت الله طبرزدی ضمن اعتراض به وضعیت خود می گوید:» زمانی که قاضی حداد من را به زندان فرستاد خطاب به زندان نوشت که مرخصی ام پایان یافته است، در حالی که با پیگیری هایی که انجام دادم متوجه شدم، که سال 83 از سوی شعبه 6 دادگاه انقلاب برایم یک قرار باز صادر شده است و من الان بعد از 4 سال از این قرار مطلع گشته ام.»

طبرزدی می گوید:» در حالی که دادگاه انقلاب مدعی است که هیچ فردی را تحت قرار در زندان نگهداری نمی کند، من به تازگی مطلع شدم که هم اکنون به عنوان متهم در زندان نگهداری می شوم و تاکنون هیچ تفهیم اتهامی صورت نگرفته است.»

این درحالی است که پس از انتقال مجدد این فعال سیاسی به زندان، مسدولان زندان از ملاقات وی با وکلایش جلوگیری کرده اند.

حشمت الله طبرزدی در حال حاضر در بند 350 زندان اوین نگهداری می شود.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

نگاشته شده توسط: ادمین | مارس 30, 2008

سال ۸۷ ٬ سال آزادی !

زندان پاسخ اندیشه نیست !

به همه نهادهای فعال حقوق بشری و مردم آزادیخواه و انساندوست در سراسر جهان

مردم مبارز و آزادی خواه ایران!

فعالین سیاسی ، دانشجویی ٬ فعالین جنبش زنان٬ کارگری و اجتماعی
روی سخن با همه ی مردم آزادی خواه و عدالت طلب است.همه ی کسانی که قلبی تپنده برای برابری و آزادی در سینه دارید٬ به پا خیزید ٬ زمان همدلی و همراهی فرا رسیده است ٬ اکنون بیش از هر زمانی ضروریست که به پا خیزیم و فعالین دانشجویی و کارگری و زنان و همه زندانیان سیاسی را از بند آزاد سازیم.

دستگیری و بازداشت دانشجویان ، فعالین حقوق زنان و کارگران و سایرعرصه ها در سراسر کشور ضرورت فعالیت گسترده تر برای آزادی دانشجویان در بند و همه زندانیان سیاسی را فراهم آورده است. طی روزهای گذشته در دانشگاه های شهر های تبریز ، همدان ، شیراز ، اصفهان، کرمانشاه ، مازندران و همچین دانشکده حقوق دانشگاه علامه تجمعاتی فراگیر برگزار گردید که به خوبی نشان از همبستگی دانشگاه های سراسر ایران دارد. این همبستگی را باید برای آزادی همه زندانیان سیاسی به کار بست.

ما تصمیم داریم با همه ی توان خود برای آزادی زندانیان سیایی ، دانشجویان ، فعالین حقوق زنان و کارگران واز بند تلاش کنیم و در این راه به در دست داشتن دست همه ی دانشجویان و مبارزان عرصه های مختلف نیازمندیم تا همه ی زندانیان سیاسی از بند آزاد و رها گردند.

ما جمعی از فعالین حقوق بشر ٬ فعالین عرصه های سیاسی ٬ کارگری ٬ اجتماعی و زنان در ایران و خارج از ایران ٬ ضمن محکوم کردن هر گونه تعلیق ، اخراج ، دستگیری و پیگرد دانشجویان و فعالین سیاسی ٬ زنان ٬ کارگری و اجتماعی ، خواهان آزادی فوری وبدون و قیدو شرط آنان هستیم و به همین منظور سال ۱۳۸۷ را سال آزادی زندانیان سیاسی از بند نام می نهیم و نوروز سال ۱۳۸۷ را نوروز آزادی می نامیم ، تا بهار 1387 بهار آزادی برای همه زندانیان سیاسی و … باشد. خواسته ما آزادی زندانیان سیاسی ، دانشجویان زندانی ، فعالین حقوق زنان و آزادی بی قید و شرط فعالین کارگری، لغو کمیته های انضباطی، از بین بردن فضای نظامی و به رسمیت شناختن حق تشکلها و نشریات دانشجوئی در تمامی دانشگاههای ایران و متوقف کردن سانسور و سرکوب رسانه های عمومی کشور هستیم . تمامی افراد ، نهادها و سازمانهای مدافع حقوق برابر انسانی را به این اعتراضات دعوت کرده و خود را در قبال حقوق دانشجویان ٬ کارگران و زنان به عنوان نماینده شایسته مردم مسئول میدانیم.

ما امضا کنندگان زیر از همه ی انسان ها و تمامی نهاد ها درخواست یاری و حمایت داریم.

برای تماس با نوروز آزادی به این سایت مراجعه کنید

http://www.azadinews.org/noroozeazadi/

اعلام حمایت خود را به این ای – میل ارسال کنید

noroozeazadi@gmail.com

اکنون رنج فرزند دیگرم حشمت اله طبرزدی که بیش از ۱۰۰ روز بدون ارائه هیچ توضیحی از سوی مامورین جمهوری اسلامی به زندان اوین منتقل شده آلام مرا دوچندان نموده، درحالیکه او ازسال ۷۸ تا کنون بیش از ۸ سال را یکسره در دوره حبس و محکومیت واحضار و دادگاه طی نموده است.

پرسش من از مسوولین حکومت اسلامی آن است که مگر فرزند من مرتکب چه جرمی شده که اینگونه مورد خشم وغضب قرارمی گیرد. درحکومتی که به گفته رییس جمهورش آزاد ترین کشور دنیاست وقتی با قلم زدن ، حرف زدن و ابراز نظر یک خانواده شهید اینگونه برخورد شود پس وای به حال بقیه آحاد این ملت.

مسوولین حکومت درسخنرانی ها ی خود دائما ازعدالت و حمایت ازمحرومین سخن می گویند، درشرایطی که به دلیل هزینه های سرسام آور زندگی غالب خانواده ها با مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم می کنند آیا این نمونه ای ازعدالت  درحکومت اسلام است که خانواده اینگونه زندانیان بدون سرپرست درتنگنا های اقتصادی تحت فشار مضاعف قرار گیرند.

تا به امروز حدود یک ماه است که فرزندم امکان ملاقات حضوری با خانواده اش را نیز نداشته و پس از پیگیری های فراوان تنها ارتباط تلفنی برقرارشده است. درحالی که هیچ اتهامی به فرزندم اعلام نشده  و معلوم نیست به چه دلیل حتی به آقای دکترسلطانی که قرار شد وکالت پرونده را بعهده گیرد اجازه ملاقات با زندانی را نداده اند.

نمی دانم آیا این نوع برخورد با خانواده شهید پاداش فداکاری ها وجان بازی های فرزندانم باشد که برای سربلندی میهن ازهمه چیزخود گذشته اند. گرچه امیدی ندارم که دادرسی دراین حکومت پیدا شود اما به این وسیله ازکسانی که همواره نام خانواده های شهید راگروگان حفظ مقام و موقعیت خود قرارداده اند اعلام می کنم که ازبی عدالتی و ظلمی که به اکثر مردم به ویژه ما خانواده ها ی شهدا می رود شدیداً اعلام نارضایتی می کنم.

چهارم اسفند ۸۶

مادر حشمت اله طبرزدی

نگاشته شده توسط: ادمین | دسامبر 5, 2007

To: The Secretary General of the United Nations

To: The Secretary General of the United Nations,

Mr.Ban Ki-Moon,

Respectfully Sir,

We are informing you that once again Mr. Heshmatollah Tabarzadi, a journalist & a human rights activist has been arrested by the revolutionary guards of the Islamic regime in Iran.

His arrest among the arrest of other political activists in Iran is a wake up call to  the continuing violations of  political & human rights in the Islamic Republic of Iran.

We are informing you that the political and  human rights activists in Iran are facing an uphill battle.

In 1997 Mr Tabarzadi journalist & a politically disgruntled citizen whom is against the Islamic government in Iran had written an article with the title of «Ali did not have a torture chamber», & was condemned by Teheran’s revolution court to 14 years imprisonment .

With the argument of his defending attorney Mr. Ali Akbar Behmanesh the verdict was send to the 7TH filial of the supreme court council of Iran for the final verdict.

Which then in appeal court the sentences was reduced to 9 years,5 years  for »  formation and organizing of an oppositional party called » Jebhehye Democratic Iran.».

According to Mr. Behmanesh the defending attorney , Mr. Tabarzadi has exceeded his sentence & has served more then 6 years of which 2 years was spent in solitary confinement in different prison cells such as  the «Tohid prison» , the 209 section of the notorious ward of the Evin prison», «the Revolutionary Guards Prison 59″, «section 2 of the Ministry of Information Guards Prison » & «the ministry of intelligence and security prison.»

Meanwhile, on the 11TH of November the Ministry of Intelligence summoned and interrogated Heshmatollah Tabarzadi, director of Iran’s Democratic Front party, about his activities while temporarily released on  provisional basis from the Evin Prison & once again was put back behind bars in Evin prison. 

The government’s poor human rights record  has worsened & as of today Mr Tabarzadi’s attorney has no knowledge of his location and or his present condition.

We would therefore urge the united nations & all other civil & human rights organizations to unite with us in defending our political prisoners and to work together in order to condemn this inhumane conduct & to put a stop to the kidnapping , the illegal arrests by the Islamic government of Iran & the agents of it’s ministry’s intelligence agency.                 

 there  are tens of   political dissidents, human rights activists, students, trade union officials and workers, as well as many other Iranians from all walks of life currently held behind bars  at the » Evin , Gohar Dasht, Ghezel Hesar , Dizel Abad & other notorious prisons in  smaller cities».   the real crime of these innocent people, seems to be, the practice for freedom of opinion and expression & being  involved in civil society & it’s rights.

But in a country where dress cods are forced on people,  relationship of the opposite sex & make up for women is considered a  crime , then reading & writing  human rights articles are also a crime.

We are  concerned about the safety &  life of   Heshmatollah Tabarzadi, & other political prisoners in Iran ..we regret to see the repeat of the  same destination of » Valliyollah Feyz Mahdavi, Akbar Mohammadi, Dr. Zahra Bani Yghoob » who have all died mysteriously in the Islamic regime & it’s prisons.

We would therefore urge the Secretary General of the United Nations to assign a special investigating committee to visit & release all political prisoners unconditionally.

We believe that this regime will back off  with a complete sanction against it’s government.

Mr. Ban Ki Moon

This letter has been written to  you by those whose arrests are most likely to be followed by  the Revolutionary Guards of Islamic regime in Iran. 

   Copies  send to:

The United Nations High Commissioner of Human Rights, Louise Arbour

The UN Human Rights Council,

Amnesty International

Human Rights watch 

نگاشته شده توسط: ادمین | دسامبر 1, 2007

گزارشی از آخرین وضعیت حشمت الله طبرزدی در زندان

 مهندس حشمت الله طبرزدی که در روز 21 آبان ماه پس از احضار به دادگاه انقلاب بازداشت و روانه زندان اوین شده بود، هم اکنون در بند 350 این زندان نگهداری می شود.

طبرزدی، مدیر مسئول نشریه توقیف شده پیام دانشجو، که به دفعات از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و زندانی شده است، در پی آخرین بازداشت خود در خرداد ماه 82 از سوی دادگاه انقلاب به تحمل 14 سال حبس تعزیری محکوم شد.

بر اساس حکم صادره از سوی شعبه ی 26 دادگاه انقلاب، این روزنامه نگار و فعال سیاسی به اتهام تشکیل جبهه دمکراتیک ایران به 10 سال حبس، به اتهام توهین به رهبری به 2 سال حبس، به اتهام تبلیغ علیه نظام به 1 سال حبس و به اتهام تشویش اذهان عمومی به 1 سال حبس و 10 سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شده بود. همچنین بر اساس این حکم طبرزدی می بایست ایام حبس خود را در یکی از زندان های جنوبی کشور می گذراند.

با اعتراض علی اکبر بهمنش و خلیل بهرامیان ( وکلای طبرزدی) پرونده وی جهت تجدید نظر به شعبه 36 دادگاه انقلاب و سپس دیوان عالی کشور ارجاع شد که بر اساس رای صادره از سوی شعبه هفتم دیوان عالی کشور، حکم 10 سال حبس تعزیری حشمت الله طبرزدی برای اتهام تشکیل جبهه دمکراتیک ایران شکسته شد و به 5 سال حبس کاهش یافت. پیش تر نیز شعبه 36 دادگاه تجدید نظراستان تهران، مجازات تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی ِ طبرزدی را به دلیل آنچه «یکی بودن با اتهام اقدام علیه امنیت کشور» خوانده بود حذف و اجرای مجازات اشد و حذف تحمل زندان در یکی از شهرهای جنوبی کشور ِ رای بدوی را تایید کرده بود.

برهمین اساس حکم نهایی طبرزدی به 7 سال زندان کاهش یافت که با احتساب ایام حبس قبلی، دوران محکومیت وی، در مرداد ماه 86 پایان یافت.

خانواده طبرزدی با اعتراض نسبت به بازداشت مجدد وی می گویند که » انتقال مجدد او به زندان، هیچ توجیه قانونی ندارد، و دادگاه انقلاب وی را بی جهت زندانی نموده است.»

علت بازداشت مجدد طبرزدی، برخود وی نیز پوشیده است، او می گوید:» دوران محکومیت من در مرداد ماه اتمام یافته است و انتقال دوباره من به زندان، نهایت ظلم دستگاه قضایی است.»

طبرزدی پس از بازداشت مجدد، به بند 350 زندان اوین که پیش از این نیز به مدت بیش از 2 سال در آنجا نگهداری شده بود، انتقال یافت. شرایط کنونی اما بسیار سخت تر از گذشته است، وی در تماس با خانواده اش از شرایط نامناسب زندان سخن گفته است. کیفیت بسیار پایین غذا و محدودیت هایی مثل استفاده از حمام و وسایل گرمایی، از شرایط جدید زندان است که اعتراض سایر زندانیان را نیز برانگیخته است.

گفته می شود به دلیل کمبود گازوئیل، وسایل گرمایی در سالن تنها چند ساعت در روز روشن است و استفاده از حمام در زمان های خاصی صورت می گیرد و به هر فرد تنها 10 دقیقه اجازه استحمام داده می شود.

طبرزدی که بیش از 2 سال از ایام بازداشت خود را در سلول انفرادی گذرانده است، پس از بازگشت دوباره به زندان، به اتاق پیشین خود منتقل شد و هم اکنون می بایست به مدتی نامعلوم در زندان بماند.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

نگاشته شده توسط: ادمین | نوامبر 30, 2007

نامه به آقای شاهرودی

 تاریخ : نهم آذر هزار و سیصد و هشتاد و شش

شماره نامه : 0051

خدمت ریاست محترم قوه قضاییه آیت الله شاهرودی

سلام علیکم

مهندس حشمت الله طبرزدی یک منتقد است. منتقدی که هیچ گاه از طریق انصاف و عدالت خارج نگشته است.همانگونه که مستحضرید انتقاد حق مسلم هر شهروند است که در قوانین نیز بر آن صحه گذاشته شده است.مهندس طبرزدی چند ماه است که در مرخصی به سر می برده و ضمنا مدت محکومیت ایشان نیز به پایان رسیده است.ایشان در بیستم آبان ماه در دفتر معاونت امنیت دادستان تهران و با حکم قاضی حداد بازداشت شده اند.با توجه به اینکه مدت محکومیت ایشان به پایان رسیده و بدون هیچ توضیحی مجددا بازداشت شده اند لذا تقاضای ازادی بی قید و شرط ایشان را داریم.ما امضاء کنندگان این متن خواهان آزادی و بازگشت ایشان به خانواده هستیم.

با تشکر

نگاشته شده توسط: ادمین | نوامبر 25, 2007

بازداشت طبرزدي وپرسش ازاپوزيسيون خاموش

هر بار كه حكايت ديگرباربازداشت مهندس طبرزدي ره توشه كاروان خبر مي گردد اين تلنگر استفهام برانگيز نوازشگر اذهان است كه اگر هموندان و همراهان جبهه دمكراتيك ايران ويا جبهه متحد دانشجويي از مبارزات طبرزدي و اهداف اين مبارزه حمايت مي كنندهيچ پديده بديع و غيرقابل پيش بيني رخ نداده است وامري است قابل انتظار اما پرسش آنجاست كه افراد و جرياناتي كه همبستگي و هماهنگي در اهداف مشترك را پي مي جويند يا دست كم سرلوحه شعارهاي خود قرار مي دهند آنگاه كه دراين مسير كم سو يا بي فروغ ظاهر مي شوند آيا برخلاف باورها و معيارهاي خود گام بر نمي دارند؟
اگر برآيند بخشي از آسيب شناسي اپوزيسيون جمهوري اسلامي ايران بدرستي نا ظر بر اين امر باشد كه فاقد رهبري (خواه فردي يا جمعي) است. تدبير اين كاستي درگرو آن نيست كه افراد يا جريان ها و احزاب با توصيه و توصيف ذهني ويا خواهش و دست به دامن شدن درصدد رهبر سازي باشند . در واقع اين مهم پروسه اي است كه تنها در جريان عمل به هويت يابي عيني نايل خواهد شد. ازديگر سو لحاظ اين مولفه نيز طبيعي است كه احزاب ، گروهها و جريانات سياسي آنجابه مرزبندي و بازشناسي از يكديگر نايل گردند كه قادرباشند ازمشي ، باورها واهداف خاص خود پيروي كنند اما بطور قطع نيروها و جريان هايي كه در امر مبارزه تنها خود را مي بينند و در فرصت هاي مغتنم از كنشگري مناسب و تاثير گذار در مقاطعي كه نيازبه واكنش و تعامل مثبت است بازمي مانند به طور طبيعي در جايگاهي كه شايسته وسعت نظراست قرارنخواهند گرفت.
اينكه حاكميت مترصد آن باشد از هر روندي كه غايت آن به پيدايي آلترناتيو ياري رساند ممانعت بعمل آورد امري شگفت آور نيست ضمن آنكه تشخيص اينگونه رويكردها هم دشوارنيست اما اينكه اپوزيسيون نسبت به درس ها ي پياپي سال هاي برباد رفته بي اعتنا گردد و با تنيدن در تارتنگ نظري باز هم داعيه دار پويش درمسير گره گشايي گره سياسي ايران باشد عجيب است.
بي ترديد موارد نقض حقوق انسان ها در كشور ما ن به مرتبه اي از شيوع و وفور رسيده كه حتي شمارش آن در عرصه هاي مختلف براي هر آنكه خواهان وقوف به مرزهاي اين پهنه مرارت انگيز باشد خالي از اشكال و دشواري نخواهد بود اما آيا در انبوه اين عرصه هاي پرتعب نقاط روشن و قابل اتكا يافت نمي شود كه اجماع نيروهاي سياسي اپوزيسيون را موجب شود. آيا نقطه اي وجود ندارد كه با حربه توانمند همبستگي بتوان بر آن بنيادي را ساز كرد و گام ها بعدي را برآن استوار ساخت .
شايد بازداشت طبرزدي را بتوان يكي ازآن نقاط برشمرد . حمايت ازآزادي طبرزدي آن هم دربرهه اي كه شتاب زدگي رژيم در اين مرحله از بازداشت وي موجب شد تا ظواهر امرنيز مراعات نشده و به رغم مستندات موجود درزندان اوين كه حاكي ازآن است دوره حبس و محكوميت وي به پايان رسيده درشيوه اي كه مقررات ناقص حاكم بر كشور نيز نافي آن است ومبين حركتي غيرقانوني است بدون طرح اتهام جديد و محكوميت تازه و بي هيچ توضيح مراجع رسمي حكومت اورا به زندان بازگردانده اند.آيا اين همان حركت اشتباه نيست كه بايد بخوبي ازآن بهره جست.
به نظر مي رسد اين فرصت مغتنمي است براي تمهيد كارزاري گسترده. گرچه درداخل وخارج همواره روزنه هايي فرا راه جويندگان اين عرصه هاقابل يافتن است و البته انتظار از آن بخش اپوزيسيون كه آزادي عمل بيشتري دارند نيزافزونتراست. آيا درايتي درما هست تا اين تهديد را به فرصت بدل سازيم.

محمد مسعودسلامتی

نگاشته شده توسط: ادمین | نوامبر 25, 2007

زندان و زندانیان سیاسی، همزادان «جمهوری» اسلامی!

زایش دیرهنگام
از همان روز نخست زایش»جمهوری» اسلامی، این موجود شگفت انگیز که 1400 سالی دیر به دنیا آمده است ولی ادعا دارد که نه تنها در همه رشته ها سرآمد زمانه خود است که با فروتنی و فداکاری فراوان ویژه خود این ادعای کوچک و نا چیز را نیز دارد که خداوند تبارک و تعالی مسئولیت دگرگونی جهان آلوده به گناه وناپاکی و رهایی آن از فرمانروایی استکبار جهانی که بر دو پایه آمریکا واسرائیل استوار است و تبدیل آن به بهشت موعود ( نمونه ای که هم اکنون در ایران ویران شده فراهم آورده اند) را نیز بر شانه های ضعیف ونحیف آن گذارده است، زندان و شکنجه ،کشتار وخشونت نیز همراه با دیگر سیاهی ها همزادش بوده است. روشن است که در راه انجام رسالت مهم رهایی جهان از ناپاکی، آن هم وسیله موجوداتی با دهان هایی بزرگ و مغزهایی کوچک وگنجشکی و در یک چنین حکومت الهی، به زمینه ها و وسیله های ویژه نیز نیاز بوده است که تا امروز به قرار زیر فراهم شده اند:
1 ـ استفاده ابزاری(یا ملایی) از باورهای دینی ـ مذهبی مردمانی که به سبب نفوذ موجودات تحفه و بی مانندی بنام «ملا، آخوند یا روزه خوان» در میان آنها ( که برای این مردمان فلک زده، خود را هدیه ای آسمانی نیز شمرده و می شمارند)، قرن هاست در بی سوادی یا کم سوادی وبی خبری به سر برده وخونشان آلوده به خرافه های دینی ـ سنتی شده است. بنا بر این بی هیچ تعارف یا واهمه وهراسی از هر تهمت وناسزایی باید گفت که در دیدی کلی: بنیان اندیشه وزندگی فرهنگی ـ اجتماعی این مردم بر دروغ، دو رویی، چاپلوسی، زندگی در ولنگاری و لودگی و»هر چه پیش آید خوش آید» و کشتن و نابود کردن و بر باد دادن زمان و دقیقه های پر ارزش زندگی در پای منبرهای ریا و تزویر و کاسبکاری و خباثت و رذالت ملایان ریا کار و تشنه قدرت ومکنت استوار بوده وسپری شده است(1). و این راه ویرانگر را قرن ها ست که رفته ایم و همچنان میرویم . ما در این حال و وضع بوده وهستیم در حالیکه دنیای آزاد و پیشرفته حتا یک ثانیه اش را نیز بی بهره از دست نداده ونمی دهد! آنها تولید کننده پیچیده ترین و پیشرفته ترین ماشین ها و دستگاه ها و سرآمد دگرگونی های فراوان در زمینه های علمی گوناگون و ما مصرف کنندگان بیچاره ای که سرآمد در خود بزرگ بینی و ادعاهای توخالی(دارای 2500 سال سابقه چنین وچنان و…که نتیجه اش را امروزمی بینیم) پی رو فلسفه هایی از آن توخالی تر: «اگر خدا بخواهد درست می شود»،»برای هر کسی روزی وقسمتی تعین کرده اند»، «روزی با خداست»، «خدا شفا بده!»، «خدا خودش می داند که چکار کند»، خدا خودش درست می کند»، » در کار خدا نمی شود ایراد کرد»،»یک یا علی بگو کار تمام است»،»به امید خدا درست می شود»،
«هر چه خدا خواست همآن می شود هر چه تو خواهی نه آن می شود»
و….صدها از این دست باورها تا که با خیالی آسوده بار همه مسئولیت ها در کوشش برای زندگی بهتر و پیشرفت و ترقی را از دوش خود بر داشته و خیال خود را آسوده کنیم (تصور کنید اگر غربی ها نیزچنین باورهایی داشتند چه پیش می آمد و امروز نه تنها خود آنها بلکه ما نیز که مصرف کننده تولیدهای آنها بوده ایم، هنوز هم با اسب والاغ رفت وآمد می کردیم). به این باورهای عمومی، فرهنگ » توطئه بیگانگان» و «کار انگلیسی ها است» و این دهه های اخر»امپریالیسم امریکا وصهیونیسم» را هم بیافزایم تا نتیجه کامل تر شود.
استفاده ابزاری از دین و مذهب وسنت وخرافه، اینک با در دست گرفتن قدرت وسیله ملایان و در نزدیک به 29 سال، به روشنی و شفافیت هر چه بیشتر، در اندازه هایی بسیار گسترده تروبا وقاحتی نمونه وار و نادر، در برابر چشم همه مردم ایران و جهان انجام می پذیرد و در دفتر زمانه و تاریخ پر درد ورنج این مرز و بوم برای همیشه ثبت شده و خواهد شد.
تقدس های قلابی،
این تقدس ها را باید شکست و نابود کرد
2 ـ با چنین زمینه ای در میان چنین مردمی، ساختن»امام وامام زاده» قلابی، «رهبر» قلابی و گرد آوردن سینه چاکان نان به نرخ روز خور، سینه زن و مفت خور وبیکاره که تولیدی جز خشونت ورذالت ندارند، کار سختی نبود که شد، ساختند و گرد آوردند و همه می دانیم که چگونه! با زور چماق و چاقو و قمه و زنجیر اوباش و چماق کشانی که «اسلام ناب محمدی» برای آنها کیسه زری بود که از آسمان فرو افتاده و آنها تنها در داستان ها شنیده و لی در خواب هم ندیده بودند. بنابر این شد و ساختند! «خمینی ای امام» که هم به راحتی دروغ می گفت(او گفته بود که او طلبه ای بیش نیست و به دنبال حکومت نبوده و در آینده پس از برقراری حکومت اسلامی، درکار آن دخالت نکرده به همآن طلبگی خواهد پرداخت و.. ده ها وعده های دروغ بزرگ و کوچک دیگر )و هم برای ساده دلان زود باور و ظاهربین و گروه انبوه فرصت طلبان دعاگو و تکبیر گو، به خوبی تئاتر بازی کرده ونمایش می داد؛ در همآن آغاز حکومت، با تکیه به ملایان فرصت جو وقدرت جو، دو رو، ریا کار و نابکار وشیاد ریزودرشت دیگری چون رفسنجانی، خامنه ای، جنتی، موسوی اردبیلی و.. دیگر فسیل ها، به همه کاره مملکت تبدیل شده و «بشد»، «نشد» های سراپا مسخره وبی پایه خود را آغاز کرد. آموزش و تفنگ ندیده بی کمترین دانش نظامی، تبدیل شد به»فرمانده کل قوا «!( جانشینان شایسته، خود خواه و پر مدعای او بر این مسند، رفسنجانی و خامنه ای نیز چنین بودند). کلاه گشاد ولی بر سر آن بیچارگانی رفت که دلی پاک و باوری حقیقی داشتند(درست یا نادرستی باورشان هدف و بحث من نیست) و به سادگی در دام رذالت ها ونیرنگ های «ملایان » گرفتار آمده و دسته دسته یا قربانی شدند(در جنگ «حق علیه باطل» چه آنها که جان باختند وچه آنها که دچار آسیب های سخت جسمی وروحی شدند. جنگی که اکنون کسانی در میان دو جناح رقیب، در درگیری بر سر قدرت، خود بناچار می گویند 6 سالش بیهوده بوده است ولی هیچ یک از آنها جرأت وجسارت بر دوش گرفتن مسئولیت این همه ویرانی ونابودی و یا بیان حقیقی همه آنچه که روی داده و سهم خود در آن را ندارد. تازه این به هنگامی است که خود هنوز حکومت داشته و در قدرت اند. می توان اندیشیدکه در زمان گرفتاری در چنگال دادگری و پاسخ گویی به جنایت ها، چه جدالی در میان آنها در گرفته و چگونه هر یک دیگری را مقصر ومحکوم خواهد دانست!) و یا با مغز شویی هر روزه، به ابزار جنایت های حکومت، دگردیسی یافتند.
3 ـ در چنین بازار آشفته و بی در وپیکری که هر آن امکان داشت کسانی که از بینش بیشتری بر خوردار بوده و نمی خواستند زیر بار دروغ گویی ها، نیرنگ بازی ها، زورگویی ها و بی خردی های ملایان رفته و شاید سر برآورده و پرچم مخالفت بر افروزند، به جز چماق داران حزب الله که کارشان زدن، از هم پاشیدن، نابود کردن و ایجاد ترس و هراس در جامعه بود، به وسیله های دیگری به شدت نیاز داشتند تا زبان ها را کاملن بسته، قلم ها را شکسته(همآن چیزی که امام راحل از اینکه در این کار مدت کوتاهی تاخیر کرده بود و از همآن روز نخست انقلاب این عمل واجب الهی را انجام نداده بود، خود را سرزنش نموده و طلب استغفار می فرمود) و مغز ها را از جنبش وپویش باز دارند. بنا براین جاسوسی، تفتیش و تجسس در همه کارها و زندگی شخصی مردم با امر مستقیم خمینی ای امام آغاز شده، سازمان ها ی امنیتی و گروه های گوناگون دیگر فشار شکل گرفته، بگیر وببند، زندان و شکنجه و کشتار و نابود کردن مخالفان چون نان روزانه برای حکومت ناب محمدی لازم آمد که کردند و شد آنچه که بر سر مردم آمد.
4 ـ نه تنها زندان های زمان شاه انباشته شد که ده ها زندان آشکار و پنهان دیگر نیز ساختند و هنوز نیز پس از نزدیک به 29 سال نیز دارند می سازند! انبوهی از ایرانیان به بهانه های گوناگون هر روز از بازداشت گاه ها و زندانها سر در می آورند. پرونده سازی، بگیر وببند، ربودن، گروگانگیری، شکنجه وآدمکشی، تجاوز وباج گیری به امری روزمره تبدیل شده تا حکومت «عدل علی» بر پا بماند!
اینک این داستان رنگین وننگین با انتصاب یک نادان روانی به ریاست جمهوری دامنه گسترده تری یافته است. ولی چشم ها در ایران رفته رفته باز شده است و ملایان شیاد و نیرنگ های آنها بکلی رنگ باخته اند وبا این شناخت تازه که به بهای بسیار سنگینی نیز برای مردم تمام شده است، ایرانیان در راه یکی از بزرگترین دگرگونی های تاریخ خود هستند. بنا براین حکومت نا مردمی که خطر را خوب حس کرده است، فشار، زور، قلدری و بی قانونی را هر روز بیشتر و به نهایت رسانده است. گروه گروه ایرانی ها، بی هیچ گناهی وبا پرونده سازی به بند کشیده می شوند برای اینکه: «انرژی هسته ای حق مسلم ماست»، برای اینکه: «ایران آزاد ترین کشور جهان است»! و چه سخن زیبایی بیان کرده آن که گفته است: «ایران آزادترین حکومت ودولت جهان را دارد» چرا؟ چون در سایه ایجاد هراس و وحشت در جامعه با کاربرد ترور، قلدری، زورگویی وفشار ورفتارهای نهایت غیر انسانی وغیر اخلاقی، هر کاری که بخواهد می کند، هر بلایی که بخواهد بر سرمردم می آورد و هر گونه که بخواهد سرمایه های ایران را بباد می دهدو… قانون تنها همآن «کشک» مشهور است!
زندانیان سیاسی و دیگر زندانیان!
نه تنها زندانیان سیاسی، که زندانیان عادی نیز در جهنم جمهوری اسلامی، در بدترین شرایط به سر می برند. گزارش وحشتناک ودردآور از زندان ها در حکومت اسلامی، با همت کوشندگان پشتیبان حقوق انسانی در ایران، بتازگی وبه گستردگی انتشار یافته و در دسترس همگان است. از روزگار تلخ تلاش گران وآزادیخواهان نیز که همه با خبر هستیم و کمتر روزی است که خبر بازداشت و به بند کشیدن یک یا تنی چند از آنها منتشر نشود. از چه کسی می توان نام برد که دیگری از قلم نیفتد؟ هر روز به تعداد دستگیری ها افزوده شده و ما جز افشاگری و فشار به سازمان های حقوق بشری، کاری از دستمان ساخته نیست. دستگیری 60 دانشجو در کمتر از 6 ماه(بنا بر بیانیه تازه منتشر شده «گروه کثیری از فعالان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی کشور» سایت گویا، چهارشنبه 30 آبان 1386) که بنا بر آن «رکورد بی سابقه در تاریخ دانشگاه است»، خود بسیار گویاست.
ـ هنوز کسی به درستی نمی داند که بر سه دانشجوی دلیر در بند، احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری و دیگر دانشجویان در بند چه گذشته است و تنها گوشه ای از شکنجه و ستمی که بر آنها رفته است، منتشر شده است.
ـ عدنان حسن پور این آزادیخواه مبارز، زیر سایه اعدام و جنایت دست به اعتصاب غذا زده است. چه کسی به فریاد او و خانواده رنج کشیده او که دستشان از همه جا کوتاه است، خواهد رسید؟
ـ حکومت متهم است که جوان بی گناه دکتر زهرا بنی یعقوب را که اتفاقن از خانواده ای مذهبی و باورمند به حکومت بوده است رادر زندان به قتل رسانده است ولی چون همیشه، آن را خودکشی اعلام نموده است. کار به جایی رسیده است که از مجلس فرمایشی هم صدای اعتراض بلند شده است ولی آیاقدرت جستجو گر و پاسخ گویی در این حکومت الهی وجود دارد؟
ـ عماد الدین باقی به جرم پشتیبانی از حق پایمال شده زندانیان و خانواده های آنها، خود به زندان افتاده است.
ـ زندان به خانه دوم مهندس حشمت الله طبرزدی تبدیل شده است. خانه ای که خلاف کانون گرم خانواده اش، خالی از مهر و محبت و گرمی و سرشار از فشار و زورگویی و نیرنگ و پرونده سازی است. او را که مدت محکومیتش را نیز پشت سر نهاده است، بی هیچ دلیل قانونی و به بهانه های واهی برای چندمین بار دستگیر نموده وبه بند کشیده اند و به هیچ کس نیز پاسخ گو نیستند.
ـ مریم حسن خواه تنها به جرم داشتن قلبی پر احساس، کوشش و هم دردی با مردم گرفتار به ویژه زنان ایرانی، گرفتار پنجه پر مهر عدالت اسلامی شده است!
در کردستان دستگیری ها و فشار به کوشندگان بسیار بالا گرفته است.
ـ نه تنها حکم اعدام عدنان حسن پور تایید شده است که روزنامه نگار، آکو کرد نسب سرانجام به 6 ماه حبس محکوم شد.
ـ صدیق کبودوند، رئیس سازمان حقوق بشر کردستان، عبداله حیدریان، شکراله حیدری، شورش احمدی و.. در زندان به سر می برند.
ـ سعید متین پور، کوشنده «حقوق اقوام آذزبایجان» نیز به بند کشیده شده است.
ـ روناک صفازاده، رهانا عبدی، یاسر گلی و…. این رشته پایان ندارد و من بسیار متاسفم که قادر نیستم از همه زندانیان سیاسی گرامی با هر اندیشه و باوری که هستند، نام ببرم. به این نکته نیز توجه کنیم که این تازه بخشی اندکی از نام ها است وبیشتر نام کسانی است که شناخته شده بوده و یا امکان هایی داشته و کوشندگان ونزدیکانی داشته اند تا کار آن ها را پی گیری کرده و خبر دستگیری و وضعیت آنها را منتشر نمایند. چه بسیار دیگرانی که بی نام و نشان و بی هیج یاوری در زندان ها بسر می برند و کسی از روز ورزوگار دردناک آنها خبر ندارد. دیگر کسی چون عماد الدین باقی نیز نیست که دست کم اندک یاری به آنها و خانواده هایشان برساند.
دیروز یک هیئت سازمان ملل، پیش نویس محکومیت رژیم اسلامی ایران را به سبب پایمال کردن گسترده حقوق انسانی شهروندان تصویب نمود. آیا این محکومیت ها که همه ساله و از سوی سازمان های گوناگون حقوق بشر چون عفو بین الملل نیز انجام گرفته است، اثری بر حکومتی که نخستین دشمن مردمی است که به زور بر آنها حکومت می کند، داشته ویا دارد؟
بستن راه تنفس رژیم اسلامی
جامعه جهانی باید راه تنفس این حکومت را ببندد. تا به کلی به زد وبند و معامله با این رژیم تبهکار پایان ندهند و نمایندگان آنها را از سازمان های جهانی بیرون نیاندازند و کار را بر کنسول گری ها و سفارت خانه های آتش افروز آنها تا نهایت تنگ نکنند، و از مبارزه آزادیخواهان وبیشترین بخش مردم ایران برای آزادی پشتیبانی نکنند، این محکومیت ها اثری نخواهد داشت زیرا این حکومت همه قاعده ها و پیمان های جهانی رازیر پا نهاده وآنچه نپذیرفته و نخواهد پذیرفت، اخلاق و منش انسانی و رفتار مسالمت جویانه است. حتا اگر اینجا وآنجا هم کوشش کنند که چنین نشان دهند، ریاکارانه و دروغین است. نتیجه چندین سال مذاکره مسالمت جویانه بر سر برنامه دزدانه اتمی آنها در برابر چشم همگان است و نشان می دهد که آنها در این چند سال گفت وگو چگونه نه تنها برنامه پنهان خود را پیش برده اند که روز بروز نیز وقیح تر شده و حتا امروز طلب کار هم بوده و خواستار آن شده اند که از آنها عذر خواهی نیز بشود!؟ زبان این موجودات زبان زور وفشار است چون بازبان دیگری آشنا نیستند. پس باید در برابر آنهاهمین زبان را بکار برد.
نمونه هاو کوشش های کارساز
نمونه رفتار این چند ماه آخر حکومت اسلامی در عراق خود نمونه بسیار خوبی در این زمینه است. از زمانی که آمریکایی ها چندین مأمور امنیتی ـ سپاهی و جاسوسان و خرابکاران فرستاده حکومت اسلامی را در عراق بازداشت نموده اند، می بینید که رفتار حکومت چگونه دستخوش دگرگونی شده و مذاکره که کار خیانت کاران و بی غیرت ها و.. بود امروز به دور چهارم خود رسیده است و رهبر معظم و با غیرت همچنان در حال تذکر به اشغالگران است؟! کنترل بیشتر، سیاست های سخت گیرانه ورود به کشورهای اروپایی و آمریکا و برنامه هایی برای انگشت نگاری همگانی، کنترل بر حساب های بانکی گروه ها ویا کسانی که به تروریست ها یاری مالی می رسانند، هشیاری های بیشتر در پی گردتروریست ها و کنترل رفت و آمدها و تماس های آنها در هفته ها و ماه ها، سبب شده تا دردوسال اخیر ضربه های سختی به گروه های تروریست اسلامی وارد آورده شود (دستگیری ها در انگلستان و آلمان و خنثا نمودن نقشه های بمب گذاری های هولناک تروریست های اسلامی).
محکومیت های سران، مقام ها و آدمکشان «جمهوری» اسلامی در چندین دادگاه در کشورهای گوناگون؛ قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریست ها(که سبب شد سپاه پاسداران فورن دستحوش دگرگونی درسیاست شده و با گونه ای ادغام بسیج در خود، وظیفه خود را امنیت داخلی اعلام نموده و در آتش افروزی وسیله سپاه قدس در برون مرز، دست و پای خود را جمع کند)؛ پی گرد 5 مقام حکومت اسلامی ویک لبنانی به جرم بمب گذاری و آدمکشی در آرژانتین وسیله اینترپول؛ بستن راه معامله وبلوکه کردن دارایی های چند بانک ایرانی در خارج؛ سخت کردن صدور ویزا به آمریکا وبرخی از کشورهای مهم اروپایی برای دیپلمات ها وهیئت های ایرانی؛ قرار دادن نام تعدادی از سران سپاه در لیست سیاه و بلوکه کردن حساب های بانکی آنها ، برنامه ممنوعیت آینده ورود بسیاری از مقام های حکومتی به برون مرز در تحریم های در نظر گرفته شده احتمالی و…، کار را بر حکومت بسیار سخت نموده و راه صدور آدمکش، فتنه گری وآتش افروزی بیشتر را بر آنها بسته است. آن روزگاری که آدمکشان فرستاده حکومت با یاری سفارت خانه های حکومت به هر جنایتی دست زده و با زد وبند ها و باج های کلانی که می دادند، به سادگی فرارنموده و باز می گشتند(گذشته از مورد هایی که این جنایت کاران با همه برنامه ریزی هاو زد وبندها به دام افتادند و راز از پرده برون افتاده و دیگر نتوانستند آن را پنهان کنند) دیگر گذشته است و سردمداران رژیم هر روز در هراس بیشتراز رو شدن هر چه بیشتر پرونده جنایت های آنها و تعقیب های جهانی و گرفتاری در چنگال دادگری به سر می برند. این راه درستی است که باید هر روز با شدت بیشتر دنبال شود. اگر این سخت گیری ها، گشایش پرونده جنایت های حکومت، افزودن نام بسیاری دیگر از مقام ها ودیپلمات های حکومت به لیست سیاه، بلوکه کردن دارایی های شرکت ها، سران و مقام های حکومتی و فرماندهان سپاه و…. دیگر برنامه های تحریمی در راه فشار به حکومت اسلامی به درستی انجام پذیرد، از کوشش های به حق مردم ایران در راه به دست آوردن ازادی ورسیدن به حق انسانی و شهروندی خود پشتیبانی حقیقی شود، ایرانیان خود نیز در برابر رژیم به یک اتحاد ملی دست یافته و مبارزه خود را سامانی درست دهند، کمترین نیازی به درگیری نظامی که ایران را ویران خواهد نمود، نخواهد بود و این رژیم رسوا از درون متلاشی خواهد شد.

پا نویس:
1 ـ چون همیشه باید یاد آور شد که در میان این قشر اجتماعی نیز چون همه دیگر قشرها، انسان های درست کار وشرافتمند نیز وجود داشته و دارند هرچند اندک نیز باشند. نمی شود چشم خود را بر کار بزرگ و تاریخی آیت الله منتظری بست. او به قدرت نه گفت و وجدان وشرافتش را به آن نفروخت و نشان داد که قدرت اگر بخواهد چهارچوب ها ی انسانی واخلاقی را لگد مال کند، برای یک انسان شرافتمند چون اوکمترین ارزشی ندارد. می توان با باور و دیدگاه های آیت الله منتظری کاملن مخالف نیز بود ولی در برابر وجدان بیدار، پایداری و دلیری اش در برابر ملایان سرکوبگرف شیاد وشیفته قدرت که دین ومذهب را به دکان و کاسبی تبدیل کردند، می بایست حق را گفت و کار بزرگ، ارزنده وتاریخی او را ستود. شنا خلاف جریان آب در آن زمان و در برابر خمینی نه کار کوچکی بود ونه کار هر کسی!

کوروش گلنام

نگاشته شده توسط: ادمین | نوامبر 25, 2007

طبرزدي فريادگري ازحلقه تنگ خفقان وگستره استبداد

 اينكه امروزچهارشنبه30/8/86 يازده روزازبازداشت پرابهام وغيرموجه مبارزخستگي ناپذير وآزاديخواه و((همبستگي طلب)) مهندس حشمت الله طبرزدي، با دستورغيرقانوني قاضي حسن زارع دهنوي معروف به (( حداد)) معاون امنيتي سعيد مرتضوي ميگذرد، هنوز هيچ اخبارواطلاعاتي درمورد دلائل اين بازداشت ازسوي دستگاههاي قضائي – امنيتي رژيم پيرامون علت العلل اين بازداشت اعلام نگرديده وهيچ تفهيم اتهامي نيزدرتوجيه اين اقدام غيرقانوني به طبرزدي ابلاغ نشده است.
البته اينكه چرا اينگونه بازداشتهاي خودسرانه ، وبدون محمل قانوني درجمهوري اسلامي صورت ميگيرد، با پاسخي روشن روبروست. اما بازداشت طبرزدي دراين برهه زماني ازميارزات درون مرزي، طبعا»هيچ توجيه قابل فهمي بجزخاموش كردن طنين يك صداي مخالف بامشخصات ويژه ومتفاوت باآنچه كه بعضا»درفضاي رسانه ها آنهم از درون كشور بگوش ميرسد كه بسياريشان هنوزخط مماشات واستحاله واصلاح ازدرون و…را توصيه ميكنند ندارد.
حالاديگربركسي پوشيده نمانده است كه درسيستم قضائي حكومت الهي جمهوري اسلامي، ومدعيان حكومت عدل علي، چيزي بنام حقوق شهروندي باقي نمانده وهرصدائي كه بوئي از مخالفت شفاف ازآن استشمام شودنهه قابل تحمل كه بايد بهر طريقي خاموش شود. سالهاست كه درحكومت اسلامي اصل برآن است كه اول بگيرند وببرند وبه غل وزنجيربكشند، وسپس با ساختن ورديف كردن مشتي اتهامات دروغين وساختگي وكليشه اي كه نزديك به سه دهه است برنهادهاي قضائي وامنيتي كشور حاكم است، اقدامات غيرقانوني وضدحقوق بشري خودشان را توجيه نمايند.
ازهمه اينها كه بگذريم، پرسش اساسي دراينجاست، چرادرچنين شرايطي كه موج نارضايتي ها ي داخلي بگونه اي بيسابقه تشديد يافته وهرروزنيزميتواند با شدت بيشتري تداوم يابد، واز سوي ديگررژيم درصحنه بين المللي نيزدريك بحران عظيم وغيرقابل بازگشت قراردارد، و بنا بگفته وكلاي طبرزدي، آقايان خليل بهراميان وعلي اكبربهمنش كه اعلام نموده اند دوران محكوميت موكلاشان پايان يافته، وايشان دريك مرخصي مشروط ونه آزادي كامل كه بمفهوم پايان دوران محكوميت باشد، بارديگراوبا چنان شيوه تحقيرآميزو مزورانه اي بزندان بازگردانده ميشود؟؟
بموجب تمامي دلائل ، بازداشت مجدد طبرزدي را ميتوان چنين تعبيرنمود كه اين مبارزبحق شجاع با تمامي هزينه هائي كه تا كنون پرداخته ، توانسته است ازميان انبوه تعزيه گردان اپوزيسيون داخلي ودرجهاتي برون مرزيها كه ماهيت بسياريشان بركسي پوشيده نيست، ازميان چنين دايره تنگ وخفقان آوري كه جزخوديها كسي حق فرياد ندارد، فريادگر دردهاي درگلو مانده مردمي باشد كه آهي براي فرياد ندارند. فريادگرظلمي باشد كه بركارگران – معلمان – پرستاران ودريك جمله برمردم ايران رفته است وميرود. بازتاب دهنده درد ورنجي باشد كه هرروزبريك ملت روا داشته ميشود.
طبرزدي براي آن بزندان فرستاده شد، چون با تمامي محدوديتهائي كه براي او قائل شده بودند، لب به اعتراض گشود وفرياد زد. نه با لفاظي هاي دوپهلو وآبكب وسازشكارانه. كه با صدائي رسا و بدون لرزش.
رژيم به هراس اقتاد، براي اينكه طبرزدي برخلاف تمامي محدويت ها ضروري دانست تا درگفتگو با صداي آمريكا ودربرنامه ميزگرد، پيش ازآن درگفتگو با راديو فردا، وسپس درمصاحبه با حسين مهري ازراديو صداي ايران درلس آنجلس همچون گذشته‌، يعني زمانيكه درپيام دانشجو پرده ازدزديهاي هاشمي رفسنجاني وبرادران رفيق دوست واعوان انصار اين حكومت برداشت وازهمان زمان موردغضب حكومت قرارگرفت. دراين مصاحبه ها نيزتصميم گرفت تا با علم به تبعاتي كه امروزگريبان اورا گرفته ، تريبون درد ورنج مردم ، وظلم هاي بيشماري باشد كه اين حكومت برملت ايران روا داشته است. بي پروائي وشجاعت مبارزاتي او نيزدرنوشتارهايش بخوبي مشهود است. هماوبودكه از قلب حكومت اسلامي فرياد برآورد كه رژيم اسلامي بجزسركوب داخلي راه ديگري براي ادامه حيات خودمتصورنمي بيند.
اكثريت بزرگي ازتلاشگران ومبارزين كه درعرصه داخلي مشغول ستيز با اين رژيم جهنمي هستند بخوبي ميدانند كه درجو كنوني اينگونه گفتمان مبارزاتي ازدرون كشورآنهم با شفافيت واسم ورسم نه غيرممكن كه محتاج پرداخت هزينه خواهد بود، كه طبرزدي باشجاعت هم گفت وهم نوشت. حتي اودرنقد چنين اقداماتي كه ازسوي دوستان وهمسنگرانش مطرح شده بود، بعنوان جمله معترضه گفته بود حاضراست درراستاي تحقق عقايد آزاديخواهانه خودهرهزينه اي بپردازد.
اوهمواره معتقد بود وهنوزهم هست كه رژيم اسلامي درداخل فقط با توسل به دو سياست( النصرو بالرعب ، وبرخورد با مشت آهنين ) قادراست كه چند صباحي بيشتر به حياتش ادامه دهد، ومعتقد بود كه اگرمجامع جهاني بجاي لاسيدن با اين حكومت سرمايه گذاري شان را متوجه ملت ايران نمايند اين سياست خشن حكومت نيزمثل برف آب خواهد شد.
درحقيقت بازداشت مهندس طبرزدي را بايد ازمنظرشجاعت درمبارزه وافشاگريهاي شفاف اوارزيابي نمود كه نه احمدي نژاد وحكومتگران چندان دل خوشي ازاو دارند. ونه رانده شدگان و حاشيه نشينان حكومتي ولابيست هائي پنهان وآشكارشان كه اداي اپوزيسيون بازي را درمياورند.
كمااينكه مي بينيم بعدازبازداشت غيرقانوني طبرزدي بسياري ازهمين خانمها وآقاياني كه براي يك همفكرخودشان بيا نيه چند صد امضا ئي صادرميكنند دربرابرچنين تجا وزآشكاري كه به حقوق قانوني يك شهروند، وبازداشت غيرقانوني طبرزدي صورت ميگيرد، مهرسكوت برلب هاشان ميزنند!!؟
طبرزدي درطي يكسالي كه درمرخصي مشروط وزنداني بودن درخانه اش بسرميبرد، همواره احساس خفقان ميكرد. اومعتقد بود كه بايد فرياد زد تا بارديگربازيگران سياسي وچهره پردازان داخلي وخارجي ، ولابي گران آنها نتوانند بازي ديگري را برملت ما تحميل نمايند. او بعنوان مبارزي كه بخوبي بر زيروبم اين حكومت اشراف داشت وبعنوان كسي كه ازسالها پيش يعني ازدوران دانشجوئي با روحيات ومنش احمدي نژاد وديگر ياران او درعرصه حكومت وديگرفاكت هاي حاكميت بخوبي آشنا بوده وبهمين دليل هم نقدهاي بسياري برعملكرد دروني حكومت نوشته بود، همواره معتقد بود كه براي برون رفت ازوضعيت كنوني ودستيابي به حاكميت ملي كه بتواند با محوريت (( آزادي – سكولاريسم – حقوق بشر و ومكراسي )) دركشورشكل بگيرد، بجزيك راهكار و مكانيسم راه ديگري بجزدرگيري نظامي كه مورد تائيد هيچ ايراني اي نميباشد، متصور نخواهد بود. (( همبستگي – وحركت پيك هاي همبستگي))
شايد كه نه . با قاطعيت ميتوان ادعا نمود كه رژيم جمهوري اسلامي بدليل طرح همان فريادها وموضوعيت بخشيدن به طرح چنين مسائلي طبرزدي را به بند كشيد تا شا يد بتواند طنين صداي اوراخاموش نمايد. اما دريغ وافسوس ازناداني حكومتگراني كه همواره درمسيرآزموده هاي، آزموده شده گام برميدارند! وپيدا كردن فرمولي منطقي براي حل معادلات همواره با پاكني كه ديگر توان وامكاني براي پاك كردن ندارد، بدنبال پاك كردن صورت مسئله هستند.
غافلند ازاينكه اگرطبرزدي را به بند بكشند ،هزاران طبرزدي ديگر دردانشگاهها ايران درحال خروش وجوشش هستند. اگر حشمت الله طبرزدي وعمادالدين باقي ومنصوراسانلو ودانشجويان وزنان كمپين يك ميليون امضاء را به غل وزنجيرميكشند، يا چشم بينائي ندارند ويا گوش شنوائي كه ببينند وبشنوند كه درايران امروز ميليونها ايراني بستوه آمده وآماده خروش، فريادگرهمان فريادهائي هستند وخواهند بود كه ازحلقوم فعلا»گرفتار طبرزدي و باقي و اسانلو وديگرمبارزين راه آزادي برفضا طنين افكن است.

الف – بيقرار

نگاشته شده توسط: ادمین | نوامبر 25, 2007

عمر جهان بر من گذشته است

«عمر جهان بر من گذشته است».(به بهانه بازداشت مجدد حشمت طبرزدی)

هر کس که به زندان می رود،به اندیشه فرو می روم.به نسبت و رابطه انسان،کرامت انسانی،آزادی،اندیشه،بیان و…فکر می کنم.به وعده هایی می اندیشم که به آنها عمل نشد.قرار بود ما بر سرنوشت خویش حاکم باشیم.قرار بود حتا مارکسیست هادر بیان عقاید خود آزاد باشند.به ما گفتند که شما سزاوار آزادی و استقلال هستید.گفتند که دو هزار وپانصد سال سلطه استبداد پایان یافته است و از این پس نسیم تبسم و مهربانی و مهرورزی وزیدن می گیرد.گفتند شما خاطره قرن ها بیداد در ذهن دارید و بارها به خون تان کشیده اند و ما این خطر ها و خاطره ها را از ضمیر شما دور خواهیم کرد.امروز،فردای آن روز است اما اندیشیدن هنوز خطر کردن است.آزادی محصور و محدود است.استقلالمان دریاچه خزر است که به غارت روس ها رفته است.کرامت انسانی،زهری است که در کام زهرای پزشک چکانده می شود.»به سفره ما دیگر نشانی از نان نیست»و درد بی درمان بی نانی رسالت انسانی را به باد نسیان سپرده است . پیام آوران مهربانی و صلح و عشق و آزادی را به بهانه امنیت ملی به حبس می برند.یک لاقبای بی میز و منبر و کاغذ و قلمی چون طبرزدی می تواند تبر به ریشه کدام امنیت ملی زند؟ او که خود و برادران دیگرش برج موریانه ی ما را بر اعراب نگشودند و صدام را از خانه مان دور کردند .ایستادند تا معنای امنیت ملی باشند.باور کنید امنیت ملی را وعده های عمل ناکرده ی شمایان به خطر می اندازد.وعده هایی که یک از هزار آن به ظهور نرسید.گویا این تاریخ ما است که دوباره تکرار می شود.آری …آری یادم آمد…جخ امروزاز مادر نزاده امنهعمر جهان بر من گذشته است.نزدیک ترین خاطره ام خاطره قرن هاست.بارها به خون مان کشیدنداعراب فریبم دادندبرج موریانه را به دستان پر پینه ی خویش بر ایشان درگشودممرا و همه گان را بر نطع سیاه نشاندند وگردن زدند.نماز گزاردم و قتل عام شدمکه رافضی ام دانستند.نماز گزاردم و قتل عام شدمکه قرمطی ام دانستند. آری آنها که دل در گرو آزادی و استقلال و آبادانی کشور دارند خود معنای امنیت ملی اند.عمادالدین باقی معنای بقای امنیت ملی است.طبرزدی به امنیت ملی معنا می دهد.دلارام علی و روناک صفارزاده و مریم ضیاء و دیگر زنان آزاده میهنم مصداق بارز نگاهبانی مرزهای امنیت ملی اند.وعده های خود را از یاد مبرید .می گفتید:مگر مشکل مملکت ما چند تار موی خانم هاست که آزادی آنان را محدود کنیم.می گفتید:نفت بر سر سفره  های بی نان مان می آورید.نگذارید که باور کنیم این خوش باوری مان بوده است ،که باورتان کردیم.برایمان احساس خوشایندی نیست این احساس فریب خوردگی.نمی خواهیم باور کنیم که بر سرمان گول مالیده اید.این احساس آزارمان می دهد.نه باور نمی کنیم.باور نمی کنم.باور نمی کنم اما صدای شاعر میهنم – او که مدیحه ی هیچ قدرتمندی را نگفت و از هیچ زورمداری صله نپذیرفت –در گوش جانم طنین انداز است..کوچ غریب را به یاد آوراز غربتی به غربت دیگر،تا جست و جوی ایمانتنها فضیلت ما باشد.به یاد آر:تاریخ ما بی قراری بودنه باوری

نه وطنی.(احمد شاملو) 

بهزاد مهرانی

Older Posts »

دسته‌ها

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.