نگاشته شده توسط: ادمین | نوامبر 25, 2007

طبرزدي فريادگري ازحلقه تنگ خفقان وگستره استبداد

 اينكه امروزچهارشنبه30/8/86 يازده روزازبازداشت پرابهام وغيرموجه مبارزخستگي ناپذير وآزاديخواه و((همبستگي طلب)) مهندس حشمت الله طبرزدي، با دستورغيرقانوني قاضي حسن زارع دهنوي معروف به (( حداد)) معاون امنيتي سعيد مرتضوي ميگذرد، هنوز هيچ اخبارواطلاعاتي درمورد دلائل اين بازداشت ازسوي دستگاههاي قضائي – امنيتي رژيم پيرامون علت العلل اين بازداشت اعلام نگرديده وهيچ تفهيم اتهامي نيزدرتوجيه اين اقدام غيرقانوني به طبرزدي ابلاغ نشده است.
البته اينكه چرا اينگونه بازداشتهاي خودسرانه ، وبدون محمل قانوني درجمهوري اسلامي صورت ميگيرد، با پاسخي روشن روبروست. اما بازداشت طبرزدي دراين برهه زماني ازميارزات درون مرزي، طبعا»هيچ توجيه قابل فهمي بجزخاموش كردن طنين يك صداي مخالف بامشخصات ويژه ومتفاوت باآنچه كه بعضا»درفضاي رسانه ها آنهم از درون كشور بگوش ميرسد كه بسياريشان هنوزخط مماشات واستحاله واصلاح ازدرون و…را توصيه ميكنند ندارد.
حالاديگربركسي پوشيده نمانده است كه درسيستم قضائي حكومت الهي جمهوري اسلامي، ومدعيان حكومت عدل علي، چيزي بنام حقوق شهروندي باقي نمانده وهرصدائي كه بوئي از مخالفت شفاف ازآن استشمام شودنهه قابل تحمل كه بايد بهر طريقي خاموش شود. سالهاست كه درحكومت اسلامي اصل برآن است كه اول بگيرند وببرند وبه غل وزنجيربكشند، وسپس با ساختن ورديف كردن مشتي اتهامات دروغين وساختگي وكليشه اي كه نزديك به سه دهه است برنهادهاي قضائي وامنيتي كشور حاكم است، اقدامات غيرقانوني وضدحقوق بشري خودشان را توجيه نمايند.
ازهمه اينها كه بگذريم، پرسش اساسي دراينجاست، چرادرچنين شرايطي كه موج نارضايتي ها ي داخلي بگونه اي بيسابقه تشديد يافته وهرروزنيزميتواند با شدت بيشتري تداوم يابد، واز سوي ديگررژيم درصحنه بين المللي نيزدريك بحران عظيم وغيرقابل بازگشت قراردارد، و بنا بگفته وكلاي طبرزدي، آقايان خليل بهراميان وعلي اكبربهمنش كه اعلام نموده اند دوران محكوميت موكلاشان پايان يافته، وايشان دريك مرخصي مشروط ونه آزادي كامل كه بمفهوم پايان دوران محكوميت باشد، بارديگراوبا چنان شيوه تحقيرآميزو مزورانه اي بزندان بازگردانده ميشود؟؟
بموجب تمامي دلائل ، بازداشت مجدد طبرزدي را ميتوان چنين تعبيرنمود كه اين مبارزبحق شجاع با تمامي هزينه هائي كه تا كنون پرداخته ، توانسته است ازميان انبوه تعزيه گردان اپوزيسيون داخلي ودرجهاتي برون مرزيها كه ماهيت بسياريشان بركسي پوشيده نيست، ازميان چنين دايره تنگ وخفقان آوري كه جزخوديها كسي حق فرياد ندارد، فريادگر دردهاي درگلو مانده مردمي باشد كه آهي براي فرياد ندارند. فريادگرظلمي باشد كه بركارگران – معلمان – پرستاران ودريك جمله برمردم ايران رفته است وميرود. بازتاب دهنده درد ورنجي باشد كه هرروزبريك ملت روا داشته ميشود.
طبرزدي براي آن بزندان فرستاده شد، چون با تمامي محدوديتهائي كه براي او قائل شده بودند، لب به اعتراض گشود وفرياد زد. نه با لفاظي هاي دوپهلو وآبكب وسازشكارانه. كه با صدائي رسا و بدون لرزش.
رژيم به هراس اقتاد، براي اينكه طبرزدي برخلاف تمامي محدويت ها ضروري دانست تا درگفتگو با صداي آمريكا ودربرنامه ميزگرد، پيش ازآن درگفتگو با راديو فردا، وسپس درمصاحبه با حسين مهري ازراديو صداي ايران درلس آنجلس همچون گذشته‌، يعني زمانيكه درپيام دانشجو پرده ازدزديهاي هاشمي رفسنجاني وبرادران رفيق دوست واعوان انصار اين حكومت برداشت وازهمان زمان موردغضب حكومت قرارگرفت. دراين مصاحبه ها نيزتصميم گرفت تا با علم به تبعاتي كه امروزگريبان اورا گرفته ، تريبون درد ورنج مردم ، وظلم هاي بيشماري باشد كه اين حكومت برملت ايران روا داشته است. بي پروائي وشجاعت مبارزاتي او نيزدرنوشتارهايش بخوبي مشهود است. هماوبودكه از قلب حكومت اسلامي فرياد برآورد كه رژيم اسلامي بجزسركوب داخلي راه ديگري براي ادامه حيات خودمتصورنمي بيند.
اكثريت بزرگي ازتلاشگران ومبارزين كه درعرصه داخلي مشغول ستيز با اين رژيم جهنمي هستند بخوبي ميدانند كه درجو كنوني اينگونه گفتمان مبارزاتي ازدرون كشورآنهم با شفافيت واسم ورسم نه غيرممكن كه محتاج پرداخت هزينه خواهد بود، كه طبرزدي باشجاعت هم گفت وهم نوشت. حتي اودرنقد چنين اقداماتي كه ازسوي دوستان وهمسنگرانش مطرح شده بود، بعنوان جمله معترضه گفته بود حاضراست درراستاي تحقق عقايد آزاديخواهانه خودهرهزينه اي بپردازد.
اوهمواره معتقد بود وهنوزهم هست كه رژيم اسلامي درداخل فقط با توسل به دو سياست( النصرو بالرعب ، وبرخورد با مشت آهنين ) قادراست كه چند صباحي بيشتر به حياتش ادامه دهد، ومعتقد بود كه اگرمجامع جهاني بجاي لاسيدن با اين حكومت سرمايه گذاري شان را متوجه ملت ايران نمايند اين سياست خشن حكومت نيزمثل برف آب خواهد شد.
درحقيقت بازداشت مهندس طبرزدي را بايد ازمنظرشجاعت درمبارزه وافشاگريهاي شفاف اوارزيابي نمود كه نه احمدي نژاد وحكومتگران چندان دل خوشي ازاو دارند. ونه رانده شدگان و حاشيه نشينان حكومتي ولابيست هائي پنهان وآشكارشان كه اداي اپوزيسيون بازي را درمياورند.
كمااينكه مي بينيم بعدازبازداشت غيرقانوني طبرزدي بسياري ازهمين خانمها وآقاياني كه براي يك همفكرخودشان بيا نيه چند صد امضا ئي صادرميكنند دربرابرچنين تجا وزآشكاري كه به حقوق قانوني يك شهروند، وبازداشت غيرقانوني طبرزدي صورت ميگيرد، مهرسكوت برلب هاشان ميزنند!!؟
طبرزدي درطي يكسالي كه درمرخصي مشروط وزنداني بودن درخانه اش بسرميبرد، همواره احساس خفقان ميكرد. اومعتقد بود كه بايد فرياد زد تا بارديگربازيگران سياسي وچهره پردازان داخلي وخارجي ، ولابي گران آنها نتوانند بازي ديگري را برملت ما تحميل نمايند. او بعنوان مبارزي كه بخوبي بر زيروبم اين حكومت اشراف داشت وبعنوان كسي كه ازسالها پيش يعني ازدوران دانشجوئي با روحيات ومنش احمدي نژاد وديگر ياران او درعرصه حكومت وديگرفاكت هاي حاكميت بخوبي آشنا بوده وبهمين دليل هم نقدهاي بسياري برعملكرد دروني حكومت نوشته بود، همواره معتقد بود كه براي برون رفت ازوضعيت كنوني ودستيابي به حاكميت ملي كه بتواند با محوريت (( آزادي – سكولاريسم – حقوق بشر و ومكراسي )) دركشورشكل بگيرد، بجزيك راهكار و مكانيسم راه ديگري بجزدرگيري نظامي كه مورد تائيد هيچ ايراني اي نميباشد، متصور نخواهد بود. (( همبستگي – وحركت پيك هاي همبستگي))
شايد كه نه . با قاطعيت ميتوان ادعا نمود كه رژيم جمهوري اسلامي بدليل طرح همان فريادها وموضوعيت بخشيدن به طرح چنين مسائلي طبرزدي را به بند كشيد تا شا يد بتواند طنين صداي اوراخاموش نمايد. اما دريغ وافسوس ازناداني حكومتگراني كه همواره درمسيرآزموده هاي، آزموده شده گام برميدارند! وپيدا كردن فرمولي منطقي براي حل معادلات همواره با پاكني كه ديگر توان وامكاني براي پاك كردن ندارد، بدنبال پاك كردن صورت مسئله هستند.
غافلند ازاينكه اگرطبرزدي را به بند بكشند ،هزاران طبرزدي ديگر دردانشگاهها ايران درحال خروش وجوشش هستند. اگر حشمت الله طبرزدي وعمادالدين باقي ومنصوراسانلو ودانشجويان وزنان كمپين يك ميليون امضاء را به غل وزنجيرميكشند، يا چشم بينائي ندارند ويا گوش شنوائي كه ببينند وبشنوند كه درايران امروز ميليونها ايراني بستوه آمده وآماده خروش، فريادگرهمان فريادهائي هستند وخواهند بود كه ازحلقوم فعلا»گرفتار طبرزدي و باقي و اسانلو وديگرمبارزين راه آزادي برفضا طنين افكن است.

الف – بيقرار


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: